پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴۶

چون غمزه تو بر سر بیداد می‌رود

آسایش از قلمرو ایجاد می‌رود

سرو از چمن برون به دل شاد می‌رود

آزاده هر که می‌زید آزاد می‌رود

دل چیست کز فشار محبت نگردد آب

اینجا سخن ز بیضه فولاد می‌رود

گردون ز سخت‌رویی ما تند و سرکش است

از کوهسار سیل به فریاد می‌رود

هر بلبلی که سر به ته بال خود کشید

پیوسته زیر چتر پریزاد می‌رود

حاجت به حلقه نیست در باز کرده را

صوفی عبث به حلقه ارشاد می‌رود

بر تاج دل منه که پر از باد نخوت است

بر تخت دل مبند که بر باد می‌رود

در بند چرخ نیست امید فراغ بال

جوهر کجا ز بیضه فولاد می‌رود

پیوند روح نگسلد از جسم زیر خاک

این دام کی ز خاطر صیاد می‌رود

صید رمیده‌ای که به وحشت گرفت انس

از یاد پیش دیده صیاد می‌رود

این می‌کشد مرا که ازین طرفه صیدگاه

کارم تمام ناشده جلّاد می‌رود

در خاک تخم سوخته‌اش سبز می‌شود

از خرمنی که برق فنا شاد می‌رود

صائب خموش باش که آن ناخدای ترس

از داد بیش بر سر بیداد می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴۸آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۴۹هوش من از نسیم سحرگاه می رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۰می در پیاله کن که گل و لاله می رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵۱کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵۲یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵۳رفتی و خط و خال تو از دل نمی‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۴حکم خرد به مردم مجنون نمی‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵۵طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.