پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴۳

بیرون ز خود کسی که پی مدعا رود

بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود

از محفلی که آینه رو بر قفا رود

چشم و دل ندیده عشق کجا رود

عاشق ز مومیایی تدبیر فارغ است

در سوختن شکستگی از بوریا رود

هر کس کند نماز برای قبول خلق

بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود

حیرت بهم نمی خورد از نقش خوب وزشت

آیینه رو گشاده بود هر کجا رود

شبنم به آفتاب رسانید خویش را

دلهای آب گشته ما تا کجا رود

عام است فیض صحبت دلهای پاکباز

ز آیینه خانه هر که رود با صفا رود

دارد کسی که سر به ته بال خویشتن

هر کجا رود به سایه بال هما رود

سختی پذیر باش که گرددسفیدروی

هر دانه ای که در دهن آسیا رود

می نیست جوهری که نریزند زر بر او

قارون اگر به میکده آید گدا رود

دل چون ز جای رفت نیاید به جای خویش

این عضو رفته نیست که دیگر به جارود

در وادیی که رو به قفا قطع ره کنند

بینا کسی بود که در او با عصارود

صائب سخنوری که خیالش غریب شد

زیر فلک غریب بود هر کجا رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴۵هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۴۶چون غمزه تو بر سر بیداد می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۴۷زاهد به کعبه با سر و دستار می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴۸آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴۹هوش من از نسیم سحرگاه می رود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵۰می در پیاله کن که گل و لاله می رود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۱کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵۲یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.