پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۳

توفیق درد و داغ به هر دل نمی دهند

این فیض را به هر دل غافل نمی دهند

بلبل گلوی خویش عبث پاره می کند

این شوخ دیدگان به سخن دل نمی دهند

آزادگان تلاش شهادت نمی کنند

تا خونبهای خویش به قاتل نمی دهند

از تلخی سوال گروهی که واقفند

فرصت به لب گشودن سایل نمی دهند

دیوانگی است قفل در رزق راکلید

عاقل مشو که سنگ به عاقل نمی دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۳۵دولت ز دستگیری مردم بپا بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳۶دولت ز دستگیری مردم بپابود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳۷اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳۸از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۳۹آن را که در جگر نفس آتشین بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴۰آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴۱غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴۲زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.