پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۹

آن را که در جگر نفس آتشین بود

خورشید آسمان وچراغ زمین بود

چون ماه حسن ساخته بیش ازدوهفته نیست

مارا نظر به حسن خدا آفرین بود

معلوم شد زخواب گران گذشتگان

کآسودگی نهفته به زیر زمین بود

روزی به آبروی نیابند خاکیان

رزق تنور از قفس آتشین بود

چون آفتاب هر که ننازد به اعتبار

گر بر فلک رود نظرش بر زمین بود

آن خرمن گلی که نظر نیست محرمش

مپسند بی حجاب در آغوش زین بود

چون برق و باد دولت دنیا سبکروست

در دست دیو یک دو سه روزی نگین بود

گویند سنت است که در وقت احتضار

ذکر بلند ورد زبان حزین بود

چون ذکر را بلند نگوییم روز وشب

ماراکه هرنفس نفس واپسین بود

جان تازه شد ز روی عرقناک او مرا

باران نرم روزی مغز زمین بود

صائب صبور باش که تا یار خوشدل است

عاشق همیشه خسته و زار و حزین بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴۱غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۴۲زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۴۳بیرون ز خود کسی که پی مدعا رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴۴هر کس که در نماز به روی و ریا رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴۵هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴۶چون غمزه تو بر سر بیداد می‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴۷زاهد به کعبه با سر و دستار می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴۸آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.