پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۸

از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود

از گوش نگذرد سخنی کز زبان بود

بی برگی آرمیدگی دل دهد ثمر

خواب بهار باغ به فصل خزان بود

از دور باش عقل چه پرواست عشق را

سیل بهار را چه غم دیده بان بود

معشوق بی حجاب مهیای آفت است

گل چون شکفت بار دل باغبان بود

کردار رابه هر سر مویی است ده زبان

گفتار را چو تیغ همین یک زبان بود

بر دوش کوه بسته سبکبار می رویم

در وادیی که آبله بر پاگران بود

در عالمی که همت ما سیر می کند

گردون گل پیاده آن بوستان بود

صائب چه شکوه می کنی از خاکمال چرخ

غیر از غبار دل چه درین خاکدان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴۰آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۴۱غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۴۲زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴۳بیرون ز خود کسی که پی مدعا رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴۴هر کس که در نماز به روی و ریا رود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴۵هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴۶چون غمزه تو بر سر بیداد می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴۷زاهد به کعبه با سر و دستار می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.