پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۲

چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند

پایم به گل فرو شده از برشکال هند

چون موج می پرد دلم از بهر زنده رود

آبی نمی خورد دلم از بر شکال هند

ای خاک سرمه خیز به فریاد من برس

شد سرمه استخوان من از خاکمال هند

بوی ستاره سوختگی بر مشام خورد

روزی که دود کرد به مغزم خیال هند

سرمایه قناعت من لخت دل بس است

چشم طمع سیاه نسازم به مال هند

روزی که من برون روم از هند برشکال

با صدهزار چشم بگرید به خال هند

صائب به غیر خامه شکرفشان تو

امروز کیست طوطی شکر مقال هند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۳۴از عیب پاک شو که هنرها همی‌دهند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳۵دولت ز دستگیری مردم بپا بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳۶دولت ز دستگیری مردم بپابود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳۷اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۳۸از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳۹آن را که در جگر نفس آتشین بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴۰آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴۱غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.