پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲۷

نازک لبان سخن به زبان تو می کنند

این غنچه ها نظر به دهان تو می کنند

خورشید طلعتان صدف چشم پرگهر

از چهره ستاره فشان تو می کنند

شیرین لبان که شور به عالم فکنده اند

دریوزه نمک ز دهان تو می کنند

جمعی که دل به ملک سلیمان نداده اند

چون مور ریزه چینی خوان تو می کنند

چون یوسف آن کسان که به عزت بر آمدند

اظهار بندگی به زمان تو می کنند

آشفته خاطران که ز عالم گسسته اند

پیوند جان به موی میان تو می کنند

از لطف آشکار تو عشاق بی نصیب

دل خوش به التفات نهان تو می کنند

محراب خویش سبحه شماران آسمان

از ابروان همچو کمان تو می کنند

سرسبز آن گروه که بی ایستادگی

جان را فدای سرو روان تو می کنند

آنان که از سواد جهان دست شسته اند

دل خوش به داغ لاله ستان تو می کنند

صائب چه فتنه ای تو که چون زلف گلرخان

در گوش حلقه هازبیان تو می کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲۹چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳۰آمد بهار وخلق به گلزار می روند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳۱کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳۲چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۳۳توفیق درد و داغ به هر دل نمی دهند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳۴از عیب پاک شو که هنرها همی‌دهند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۳۵دولت ز دستگیری مردم بپا بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۳۶دولت ز دستگیری مردم بپابود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.