پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۱

مهر لب مرا می منصور نشکند

زنجیر موج باده پر زور نشکند

از درد عشق چون دل رنجور نشکند

چون زیر کوه قاف پر مور نشکند

از کاسه سر نگون دگران فیض می برند

هرگز خمار نرگس مخمور نشکند

پا چون شراب بر سر مستان نمی نهد

در زیر پا سری که چو انگور نشکند

عاجز نواز باش که در دیده هاشکر

شیرین ازان بود که دل مور نشکند

مرهم چه می کند به دل داغدار ما

این تب ز سردمهری کافور نشکند

آتش ز چوب خشک سرافراز می شود

از دار پشت رایت منصور نشکند

بی مرکزست دایره عیش ناتمام

شان عسل حقارت زنبور نشکند

چون تر شود ز آب گره سختترشود

مهر حجاب را می پر زور نشکند

لاف بزرگی از تو پسندیده است اگر

بر یکدگر ترا دهن گور نشکند

چرخ نشاط کاسه سایل نمی زند

تا سنگ فتنه کاسه فغفور نشکند

آزاده آن رونده که با کوههای درد

در زیر پای او کمر مور نشکند

ما می ز کاسه سر منصور خورده ایم

صائب خمار ما می انگور نشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۳بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۴شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۵جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱۶آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱۷اول ثنای عشق فصیحان اداکنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱۸حاشا که خلق کار برای خدا کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.