پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۷

اول ثنای عشق فصیحان اداکنند

آری طعام را به نمک ابتدا کنند

نقش مراد طرح به اقبال می دهند

جمعی که تکیه گاه خود از بوریا کنند

ظاهر شود که خلق چه دارند در بساط

در کشوری که یوسف ما رابها کنند

زخم دهان شکوه نمایان نمی شود

مردم به قدر حاجت اگر اکتفا کنند

نتوان میان حسن ومحبت دویی فکند

از هم چگونه شیر وشکر را جدا کنند

باشد به از ملایمت مردم خسیس

اهل کرم درشتی اگر با گدا کنند

عالم حریف دشمنی ما نمی شود

ما را اگر به بیکسی ما رهاکنند

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

تسخیر دل به یک سخن آشناکنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۳گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۴این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۵مستان که رو در آینه جام می کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۶یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.