پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲۳

گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند

کو چشمی آنچنان که تماشای او کنند

در اولین نگاه به معراج می رسند

عشاق اگر نظاره بالای او کنند

مژگان به هم نمی زند از آفتاب حشر

چشمی که باز بر رخ زیبای او کنند

هر ساعتش به عمر درازی برابرست

عمری که صرف زلف دلارای او کنند

افتد کلاه عقل ز سر کاینات را

هر گه نظر به قامت رعنای اوکنند

لغزید پای عالمی از لطف ساعدش

ای وای اگر نظر به سراپای او کنند

حوران برآورند سر از روزن بهشت

بی پرده تا ز دور تماشای او کنند

در آتش است نعل دل داغ دیدگان

تا همچو لاله جای به صحرای اوکنند

پرگاروار هر دو جهان با دل دو نیم

جولان به گرد نقطه سودای او کنند

صائب عطیه ای است که کمتر ز وصل نیست

ما را اگر رها به تمنای او کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲۵مستان که رو در آینه جام می کنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲۶یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲۷نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۸مردان نظر سیاه به دنیا نمی‌کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۹چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳۰آمد بهار وخلق به گلزار می روند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۳۱کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۳۲چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.