پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۹

گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند

گرد کسادیم به نظر توتیا کنند

جمعی که زیر چرخ شبی روز کرده اند

چون شمع دل خنک به نسیم فنا کنند

چون برق تیغ نعل زوالش در آتش است

کسب سعادتی که ز بال هما کنند

نتوان به خواب دردل شب فیض صبح یافت

کاین در به روی دیده بیدار واکنند

این راه دور زود به انجام می رسد

از دست اختیار عنان گر رها کنند

آزادگان که دست به عالم فشانده اند

سیر بهشت در دل بی مدعاکنند

جای ترحم است به جمعی که چون حباب

خود را ز بحر دور به کسب هوا کنند

ای مدعی بسوز که عشاق بی زبان

صد داستان به یک تپش دل ادا کنند

اشکش ز دل غبار کدورت نمی برند

چشمی که تر به یاوری توتیا کنند

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

حاشا که التفات به آب بقا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲۳گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۴این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۵مستان که رو در آینه جام می کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۶یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۷نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۸مردان نظر سیاه به دنیا نمی‌کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.