پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۸

حاشا که خلق کار برای خدا کنند

تعظیم مصحف از پی مهر طلا کنند

این جامه حریر که مخصوص کعبه است

پوشند اگر به دیر به او اقتدا کنند

شکر به کام زاغ فشانند بی دریغ

در استخوان مضایقه هابا هما کنند

چون اژدها کلید در گنج گوهرند

وز بهر نیم حبه جدل با گدا کنند

گردند گرد دفتر اعمال خویشتن

هر طاعتی که نیست ریایی قضاکنند

هر جا که بگذرد سخن از سوزن مسیح

خود را به زور جاذبه آهن ربا کنند

مصحف به زیر پای گذارند از غرور

دستار عقل از سر جبریل وا کنند

دنبال زردرویی حرص اوفتاده اند

چون برگ کاه پیروی کهربا کنند

بر هر طرف که روی نهند این سیه دلان

در آبروی ریخته خود شنا کنند

شرم وحیا چو لازمه چشم روشن است

این کورباطنان ز چه شرم وحیا کنند

صائب بگیر گوشه عزلت که اهل دل

این درد را به گوشه نشینی دوا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۳گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۴این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۵مستان که رو در آینه جام می کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۶یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۷نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.