پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲۰

جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند

چون رشته دست در کمر صد گهر کنند

بحری است بحر عشق که موج و حباب را

دریادلان تصور تیغ و سپر کنند

خرطوم پشه را کجک فیل کرده اند

تا اقویا ز آه ضعیفان حذر کنند

عشاق را به راهنما احتیاج نیست

چون کوهکن به تیشه خود راه سر کنند

چون رشته از خیال دهان تو عاشقان

وقت است سر ز چشمه سوزن بدرکنند

در بحر نیلگون فلک پاک گوهران

شرط است در غبار یتیمی بسر کنند

جمعی که در مقام توکل ستاده اند

در برگریز شکوه ز جوش ثمر کنند

زنهار لب به حرف طمع آشنا مکن

گر چون صدف دهان ترا پر گهر کنند

آنها که زخمی از سگ خاموش خورده اند

از نفس آرمیده حذر بیشتر کنند

در هر دلی که شور محبت زیاده است

شکر لبان به خنده نمک بیشترکنند

در دور خط سبز مگر صائب این گروه

رحمی به حال عاشق خونین جگر کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲۳گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲۴این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۵مستان که رو در آینه جام می کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۶یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۷نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۸مردان نظر سیاه به دنیا نمی‌کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۹چشمی کز انتظار سفیدش نمی کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.