پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۶

آنها که در چمن قدح مل نمی زنند

دست نشاط در کمر گل نمی زنند

رسم است گل به سقف زدن موسم بهار

طفلان چرا به سقف قفس گل نمی زنند

هستند چرب ونرم به هنگام اخذ وجر

تا تیغ می زنند تغافل نمی زنند

در روزگار زلف پریشان نواز او

سبزان باغ شانه به کاکل نمی زنند

بر فرق سرو جای دهند آشیان زاغ

بر سنگ غیر بیضه بلبل نمی زنند

خونش به جوش آمده از روی گرم گل

از خار گل چرا رگ بلبل نمی زنند

زندان بود به طول امل پیشگان حرص

آنجا که حرف عرض تجمل نمی زنند

تیغی کشیده از پی دشمن فتاده ای

آزادگان به خصم تغافل نمی زنند

بی مشورت مباش که سرکردگان راه

یک گام بی صلاح توکل نمی زنند

صائب غنیمت است که این طفل مشربان

آتش به آشیانه بلبل نمی زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۸حاشا که خلق کار برای خدا کنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۳گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۴این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۵مستان که رو در آینه جام می کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.