پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۵

جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند

چون موج پشت دست به آب بقا زنند

دور قدح به مرکز ما می شود تمام

در محفلی که ساغر مرد آزما زنند

هر قطره ایش پرده خواب دگر شود

بر روی بخت خفته گر آب بقا زنند

قرصی اگر به سفره روشندلان بود

ذرات را ز پرتو همت صلا زنند

سنگ ملامتی که به روشندلان رسد

گیرند از هوا در صلح وصفا زنند

جمعی که روی تلخ کنند از قضای حق

غافل که زهر بر دم تیغ قضا زنند

داریم نامه ای ز دل خود سیاهتر

مهر قبول بر ورق ما کجا زنند

صائب به شیشه خانه دل سنگ می زنند

آنان که حرف سخت به روی گدا زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۷اول ثنای عشق فصیحان اداکنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۸حاشا که خلق کار برای خدا کنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۳گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۴این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.