پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۰

در موج خیز غم دل آزاد نشکند

جوهر طلسم بیضه فولاد نشکند

تیغ ترا ملاحظه از جان سخت نیست

از کوه قاف بال پریزاد نشکند

تا می توان شکست پرو بال خویش را

مرغ اسیر ما دل صیاد نشکند

گو تخته کن دکان که سرآمد نمی شود

طفلی که تخته بر سر استاد نشکند

این می کشد مرا که مبادا ز لاغری

خونم خمار خنجر جلاد نشکند

گودم مزن ز خشکی سودا که ناقص است

در هر رگی که نشتر فصاد نشکند

این دامنی که زد به کمر کوه بیستون

سخت است تیشه بر سر فرهاد نشکند

بر سرکشی مناز که سروی درین چمن

قامت نکرد راست که آزاد نشکند

دستی نشد دراز بر این گرد خوان که نی

در ناخنش قلمرو ایجاد نشکند

کام از جهان مجو که درین صید گاه نیست

مرغی که بیضه بر سر صیاد نشکند

ایمن نیم ز تنگی دل بر خیال او

از شیشه گرچه بال پریزاد نشکند

صائب جهان فروز نگردد چو آفتاب

رنگی که از تپانچه استاد نشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۲از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۳بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۴شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱۵جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱۶آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱۷اول ثنای عشق فصیحان اداکنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱۸حاشا که خلق کار برای خدا کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.