پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۳

بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند

از چوب دار رایت منصور شد بلند

نتوان به خاک خون مرا پایمال کرد

شور قیامت زلب گور شد بلند

در دور خط دهان توشیرین کلام شد

گرد شکر ز قافله مور شد بلند

از ترک خانمان به طلبکاری کلیم

دست نوازش شجر طور شد بلند

رازی که سر به مهر ادب بود عمرها

آخر ز کاسه سر منصور شد بلند

پروانه نجات به دست آورد چو شمع

دستی که در دل شب دیجور شد بلند

بلبل نبرد راه ز مستی به وصل گل

چندان که دست شاخ گل از دور شد بلند

فریاد از درازی شبهاست خسته را

از زلف ناله دل رنجور شد بلند

در دیده ستاره نمک ریخت خواب تلخ

از خنده نهان که این شور شد بلند

در هیچ تربتی نبود شمع خانه زاد

از خاک کشتگان تو این نور شد بلند

آزار خلق اگر نبود برق خانمان

آتش چرا ز خانه زنبور شد بلند

چون زلفهای عاریه کوتاه گرد نیست

هر همتی که از می انگور شد بلند

گلبانگ عشق پرده نشین بود سالها

از صائب این ترانه مستور شدبلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۵جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۶آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۷اول ثنای عشق فصیحان اداکنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱۸حاشا که خلق کار برای خدا کنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۲روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.