پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۲

از پختگی است گر نشد آواز ما بلند

کی از سپند سوخته گردد صدا بلند

از هر دوکون همت والای ما گذشت

تا گرد این خدنگ شود از کجا بلند

معراج اعتبار به قدر فتادگی است

از سایه است رتبه بال هما بلند

تختش بود چو کشتی نوح ایمن از خطر

شد پایه شهی که ز دست دعا بلند

همواره می شود به نظر باز کردنی

قصری که چون حباب شود از هوا بلند

رحمی به خاکساری ما هیچ کس نکرد

تا همچو گردباد نشد گرد ما بلند

رعناترست یک سر وگردن ز آفتاب

هر سر که شد ز سجده آن خاکپا بلند

سنگین نمی شود اینهمه خواب ستمگران

می شد گر از شکستن دلها صدابلند

درویش هم شکایت از ایام می کند

از خاک نرم اگر شود آواز پابلند

امیدها به عاقبت عمر داشتم

غافل که دست حرص شود از عصا بلند

از دود شد به دیده آتش جهان سیاه

اینش سزا که کرد سر ناسزا بلند

دلهای گرم سلسله جنبان گفتگوست

بی آتش از سپند نگردد صدا بلند

از جوهری نگین به نگین دان شود سوار

از آشنا شود سخن آشنا بلند

فریاد می کند سخنان بلندما

آوازه ما اگر نشود از حیا بلند

از بس رمیده است ز همصحبتان دلم

بیرون روم ز خود چو شد آواز پابلند

احسان بی سوال زبان بند خواهش است

از دست کوته است زبان گدا بلند

بلبل به زیر بال خموشی کشید سر

صائب به گلشنی که شد آواز ما بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱۴شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۵جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۶آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱۷اول ثنای عشق فصیحان اداکنند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱۸حاشا که خلق کار برای خدا کنند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱۹گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲۰جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲۱مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.