پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰۸

زبان شِکوهٔ ما لعل یار می‌بندد

لب پیاله دهان خمار می‌بندد

ز جوش باده خم از جای خویشتن نرود

جنون چه طرف ازین خاکسار می‌بندد؟

غبار خاطر من آن قدر گران‌خیز است

که ره به جلوه سیل بهار می‌بندد

به من عداوت این چرخ نیلگون غلط است

کدام آینه طرف از غبار می‌بندد؟

به این امید که در دامن تو آویزد

نسیم پیرهن از مصر بار می‌بندد

اگر نه روی تو آیینه را دهد پرداز

دگر که آب درین جویبار می‌بندد؟

کلید آه ترا جوهری اگر باشد

که بر رخ تو در این حصار می‌بندد؟

به دست، کار جهان را تمام نتوان کرد

جهان ازوست که همت به کار می‌بندد

جواب آن غزل بلبل نشابورست

«که رنگ لاله و گل برقرار می‌بندد»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱۰ترا کسی که به گلگشت بوستان آرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۱۱جز آن دهن که ازو خنده سر برون آرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۱۲چه غم ز خاطر ما دیدنی برون آرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۱۳فروغ ذره به چشم من آب می آرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱۴نظاره لب میگون خمار می آرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۱۵چه نکهت است که باد بهار می آرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱۶کجا به حال مرا چاره ساز می آرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱۷نشاط عالم فانی ملال می‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.