پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱۰

ترا کسی که به گلگشت بوستان آرد

خط مسلمی باغ از خزان آرد

خدا به آن لب جان بخش بخشد انصافی

که بوسه ای ندهد تا مرا بجان آرد

چو مشرق از نفسش عالمی شود روشن

حدیث روی تو هرکس که بر زبان آرد

حجاب روی عرقناک یار، نزدیک است

که پیچ و تاب به گوهر ز ریسمان آرد

نمی کشد ز ره آورد خویشتن خجلت

به یوسف آینه آن کس که ارمغان آرد

یکی است حرف بزرگان، قیاس کن از کوه

که هرچه می شنود بر زبان همان آرد

به برگ سبز کند یاد باغبان صائب

سخن به اهل سخن هرکه ارمغان آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱۲چه غم ز خاطر ما دیدنی برون آرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۱۳فروغ ذره به چشم من آب می آرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۱۴نظاره لب میگون خمار می آرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۱۵چه نکهت است که باد بهار می آرد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱۶کجا به حال مرا چاره ساز می آرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۱۷نشاط عالم فانی ملال می‌آرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱۸جواب نامه ما را صبا نمی آرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱۹چنان کز آن لب خامش عتاب می بارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.