پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱۷

نشاط عالم فانی ملال می‌آرد

چو لاله دل سیهی رنگ آل می‌آرد

مرا ز کاهش ماه تمام، روشن شد

که هر کمالی با خود زوال می‌آرد

فریب زینت دنیا مخور ز ساده‌دلی

که گوشوار زرش گوشمال می‌آرد

نفس درازی بیجا کمند آفت‌هاست

به گله گرگ سگ هرزه نال می‌آرد

اگر عرق‌، نکند پرده‌داری رویش

که تاب شعشعه آن جمال می‌آرد؟

به می شکسته شود گر خمار مخموران

مرا نظارهٔ ساقی به حال می‌آرد

کسی که رام کند آهوان وحشی را

ترا به خون جگر در خیال می‌آرد

نظر ز لفظ به معنی است موشکافان را

مرا به دام کجا خط و خال می‌آرد؟

خیال آن دهن و فکر آن میان صائب

مرا به عالم فکر و خیال می‌آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱۹چنان کز آن لب خامش عتاب می بارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲۰طراوتی که ز رخسار یار می بارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۲۱درشتی از فلک شیشه رنگ می بارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۲۲درین چمن سرسبز آن برهنه پا دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۲۳کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۲۴اگر چه قامت سرو اعتدال را دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۲۵که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۲۶غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.