پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲۰

طراوتی که ز رخسار یار می بارد

کجا ز ابر به چندین بهار می بارد؟

مرا ز روی فروزان شمع روشن شد

که نور از رخ شب زنده دار می بارد

اگر نه دل سیهی راست سوختن لازم

چرا به سوخته دایم شرار می بارد؟

توان به خون دل از سوز عشق برخوردن

که داغ بر جگر لاله زار می بارد

چگونه شیشه دل ایمن از شکست شود؟

که سنگ حادثه زین نه حصار می بارد

به خلق فیض رسان باش در زمان حیات

که پیشتر ز خزان نخل بار می بارد

چو نخل هستی من بی برست، حیرانم

که سنگ بر من مجنون چه کار می بارد؟

کراست زهره که اندیشه نگاه کند؟

چنین که شرم ز رخسار یار می بارد

فشاند گرد یتیمی گهر ز دامن خویش

همان بر آینه من غبار می بارد

ازان همیشه بود روی شمع نورانی

که اشک در دل شبهای تار می بارد

چرا به اختر طالع ننازد اسکندر؟

که نور از آینه اش بر مزار می بارد

فریب راستی از کجروان مخور زنهار

که زهر بیشتر از تیر مار می بارد

ز جرم بی عدد خویش غم مخور صائب

که ابر رحمت حق بی شمار می بارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۲۲درین چمن سرسبز آن برهنه پا دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲۳کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۲۴اگر چه قامت سرو اعتدال را دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۲۵که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۲۶غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۲۷چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۲۸ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۲۹تمام رس نبود باده ای که کف دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.