پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۰

چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست

دل بیتاب سپندی است که در محفل اوست

شکوه از تنگدلی شیوه آگاهان نیست

که فتوحات جهان در گره مشکل اوست

عشق فارغ ز غم و درد گرفتاران نیست

رخنه در سینه هر کس که فتد در دل اوست

کام دنیای سبکرو به خودش می ماند

ماهی ریک روان موجه بیحاصل اوست

عشق بحری است که چون بر سر طوفان آید

دست شستن ز متاع دو جهان ساحل اوست

دست در گردن دلهای پریشان دارد

آن که از تیغ تغافل دو جهان بسمل اوست

سالکان ره تحقیق نشانی دارند

هر که مایل به دو عالم نبود مایل اوست

فرصت نقل مکان نیست برون زین عالم

هر که هر جا فتد از پای، همان منزل اوست

هر غباری که سر از پا نشناسد صائب

می توان یافت که دنباله رو محمل اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲شوق را شهپر توفیق سبکباری توست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳هر که دارد نظری واله زیبایی توست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴در کف هر که بود ساغر می، خاتم ازوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵هر که از حمد تو خاموش نگردد دم ازوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶بند و زندان گرامی گهران از جاه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸عمر سرگرمی ارباب هوس کوتاه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۹نه همین مشک مرا خون جگر ساخته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.