پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۸

عمر سرگرمی ارباب هوس کوتاه است

رشته زندگی شعله خس کوتاه است

بر گرفتاری خود سخت دلم می لرزد

دام پر رخنه و دیوار قفس کوتاه است

چشم دارم که درین هفته خداگیر شود

دزد معنی که ازو دست عسس کوتاه است

عاقل از دشمن عاجز به محابا گذرد

مشو ای آینه ایمن که نفس کوتاه است

عقل چوبی است که هر طفل سوارست بر او

عشق شاخی است کز او دست هوس کوتاه است

در ریاضی که منم نغمه سرایش صائب

سرمه را دست تعدی ز نفس کوتاه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۰که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۱خط چرا در لب همچون شکرش سوخته است؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۲آن که در جام خضر آب بقا ریخته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۳هر طرف روی نهی باده جان ریخته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۴همچو زنجیر به هم ناله ما پیوسته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲۵رگ جانها به دم تیغ عدم پیوسته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.