پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۳

هر طرف روی نهی باده جان ریخته است

این چه فیض است که در دیر مغان ریخته است

هر کجا فاخته ای هست درین سبز چمن

بال در جستن آن سرو روان ریخته است

سهل مشمار عدو را که مکرر در رزم

دهن تیغ من از آب روان ریخته است

نخل شمع است خزان دیده و از یکرنگی

بال پروانه چو اوراق خزان ریخته است

در بیابان طلب راهبری حاجت نیست

گوهر آبله چون ریگ روان ریخته است

غم خود خور تو که در کلبه ما بی برگان

برگ عیش است که چون برگ خزان ریخته است

نگرانم که چسان پای گذارم به زمین

بس که هر سو دل و چشم نگران ریخته است

هیچ جا نیست که در خاک نباشد تیغی

بس که بر روی زمین تیغ زبان ریخته است

چون به دامن نکشم پای، که در دامن خاک

هر جا پای نهی شیره جان ریخته است

تا تو شیرازه اش از طول امل می سازی

دفتر عمر چو اوراق خزان ریخته است

صفحه خاک سراسر شکرستان شده است

کلک صائب شکر از بس ز بیان ریخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۵رگ جانها به دم تیغ عدم پیوسته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸هر که از قافله کعبه جدا افتاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰آتش از خشکی مغزم به دماغ افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱هر که را می نگرم سوخته جان افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲از شکر خنده ات آتش به جهان افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.