پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۶

خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است

پی خضرست که بر چشمه حیوان گشته است

چهره نو خط ما روی مه کنعانی است

که کبود از اثر سیلی اخوان گشته است

طمع رحم ازان دشمن ایمان زودست

که به تیغ خط بیرحم مسلمان گشته است؟

وای بر عاشق بیچاره که هر حلقه خط

گرد رخساره او چشم نگهبان گشته است

ماه از هاله سر خود به گریبان برده است

تا خط سبز به گرد رخ جانان گشته است

خط که ارباب هوس را رقم نومیدی است

مد احسان من بی سر و سامان گشته است

به صف محشر اگر روی نهد می شکند

لشکر حسن تو هر چند پریشان گشته است

صائب از میوه جنت نخورد آب، دلش

دیده هر که بر آن سیب زنخدان گشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸هر که از قافله کعبه جدا افتاده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰آتش از خشکی مغزم به دماغ افتاده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱هر که را می نگرم سوخته جان افتاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲از شکر خنده ات آتش به جهان افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۴تا خط از لعل گهربار تو سر بر زده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۵آتشم در جگر از چهره گلرنگ زده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.