پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳۳

این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است

که به ما نامه سربسته ز یار آورده است

بلبلان را به سر مشق جنون می آرد

خط سبزی که بناگوش بهار آورده است

می کند دیده نظارگیان را روشن

نسخه هایی که بهار از رخ یار آورده است

می توان یافت ز بوی خوش باد سحری

که شبیخون به سر زلف نگار آورده است

تا که دارد سر گلگشت گلستان، که بهار

از گل سرخ، طبقهای نثار آورده است

کوه را سر به بیابان دهد از تاب کمر

خوشخرامی که مرا بر سر کار آورده است

نیست ممکن که به پیراهن یوسف نرسد

دیده هر که چو یعقوب غبار آورده است

نه همین دار ز منصور برومند شده است

عشق بسیار ازین نخل به بار آورده است

گوشه ای هر که ازین عالم پرشور گرفت

کشتی خویش ز دریا به کنار آورده است

دم نشمرده محال است برآرد صائب

هر که در خاطر خود روز شمار آورده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳۵آتشم در جگر از چهره گلرنگ زده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳۶بس که مژگان تو بر دیده روشن زده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۷موج خط حلقه بر آن عارض گلگون زده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۸دل من تیره ز بسیاری گفتار شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۹دل شب وصل تو از صبح مکدر شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۴۰خاطر از سبحه و زنار مکدر شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۴۱نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۴۲روح را جسم گران مانع شبگیر شده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.