پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳۸

دل من تیره ز بسیاری گفتار شده است

زین پریشان نفس آیینه من تار شده است

چون سیه روی نباشم، که ز بیمغزی ها

مد عمرم چو قلم صرف به گفتار شده است

همچو رهزن به دلش دیدن منزل بارست

هر که را درد طلب قافله سالار شده است

هست آگاه ز محرومی من از دیدار

طفل شوخی که تهیدست ز گلزار شده است

می گدازد چو مه چارده از دیده شور

ساغر هر که درین میکده سرشار شده است

نیست از دوزخم اندیشه که از شرم گناه

هر سر مو به تنم ابر گهربار شده است

چون سپندست سویدا به دلم بی آرام

خال تا گوشه نشین دهن یار شده است

تن به تسلیم و رضا ده که ازین خوش نفسان

خار در پیرهن من گل بی خار شده است

صائب از سنگ ملامت گله ای نیست مرا

کبک من مست ازین دامن کهسار شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴۰خاطر از سبحه و زنار مکدر شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴۱نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴۲روح را جسم گران مانع شبگیر شده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۴۳از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۴۴آخر حسن تو از خط به از آغاز شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۴۵دل به یک آه سراسر رو مژگان شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۴۶دلم از کثرت پیکان تو آهن شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۴۷صحن گلزار ز گل کاسه پر خون شده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.