پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۴

آخر حسن تو از خط به از آغاز شده است

که ز هر حلقه، در باغ نوی باز شده است

جوهر از آینه حسن تو بیرون زده است

هر خم و پیچی ازو صیقل پرداز شده است

خط به فکر سخن انداخته یاقوت ترا

عاشقان را در تقریب سخن باز شده است

نیم زلفی که شده است از بر روی تو عیان

سینه پردازتر از چنگل شهباز شده است

خط که پروانه عزل است پریرویان را

ابجد شوخی آن چشم سخنساز شده است

خط که باطل کن سحرست سیه چشمان را

حجت ناطق آن غمزه غماز شده است

در بناگوش تو تا راه سخن یافته خط

در گوشت صدف گوهر صد راز شده است

گلی از صحبت این نوسفر قدس بچین

که ز خط، حسن تو آماده پرواز شده است

گرمی روی دل افزود به حسن از دم خط

شمع رخسار تو روشن تر ازین گاز شده است

تا به روی تو خط از حلقه نظر وا کرده است

یکی از جمله عشاق نظرباز شده است

خط سبزی که ترا بر سر حرف آورده است

عندلیبان ترا سرمه آواز شده است

چشم بد دور که آن دلبر نو خط صائب

به دو صد خوبی و زیبایی آغاز شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴۶دلم از کثرت پیکان تو آهن شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴۷صحن گلزار ز گل کاسه پر خون شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴۸نه ز خط حلقه بر اطراف رخت بسته شده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۴۹از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۰از دل خم می گلرنگ به جام آمده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵۱خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵۲خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۳حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.