پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۶

دلم از کثرت پیکان تو آهن شده است

تنم از ناوک دلدوز تو جوشن شده است

مژه از پرتو رخسار تو زرین گردد

این چراغ از نفس گرم که روشن شده است؟

پنبه از داغ دل خویش که برداشت، که باز

دامن دشت جنون وادی ایمن شده است؟

در بیابان جنون، چشم به هر جا فکنی

دانه آبله ماست که خرمن شده است

در تمنای تو ای قبله ارباب نیاز

کعبه سرگشته تر از سنگ فلاخن شده است

چاشنی از لب شکر شکن او دارد

فکر صائب که سزاوار شنیدن شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴۸نه ز خط حلقه بر اطراف رخت بسته شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴۹از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۰از دل خم می گلرنگ به جام آمده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۱خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۲خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵۳حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵۴خط سبزی که به گرد رخ او گردیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۵فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.