پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۴

خط سبزی که به گرد رخ او گردیده است

دفتر دعوی خورشید به هم پیچیده است

برگریزان تو خوشتر بود از گلریزان

در بهار آن که ترا دیده چه گلها چیده است

پله نشو و نما نیست به این رعنایی

سرو از نسبت قد تو چنین بالیده است

گر نه آیینه حذر دارد ازان غمزه، چرا

زره از جوهر خود زیر قبا پوشیده است؟

تا قیامت گرهش باز نگردد چون خال

هر که را فکر سر زلف به هم پیچیده است

شور مرغان چمن حوصله سوزست امروز

گل بیدرد به روی که دگر خندیده است؟

غافل از خال و خط و زلف و دهان تو شده است

ساده لوحی که به خورشید ترا سنجیده است

می ربایند ز هم لاله رخان دست بدست

تا به پای تو حنا چهره خود مالیده است

ماه از شرم عذار تو حصاری شده است

این نه هاله است که بر گرد قمر گردیده است

گر شود شبنم فردوس همان رو به قفاست

عرقی کز رخ آن ماه جبین غلطیده است

دل صد پاره به شیرازه نمی گردد جمع

رشته بیهوده بر این دسته گل پیچیده است

می شود واصل دریای حقیقت چو حباب

هر که صائب نظر از هستی خود پوشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۶سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۷گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۸مستیِ چشم تو در مرتبه هشیاری است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۹دیدن تازه خطان شاهد بالغ نظری است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۰نفس باد بهاران چمن آرای خوشی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۱هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ترجمان دل صاحب نظران خاموشی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.