پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۵

فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است

این کمان پشت سر تیر فراوان دیده است

هر که در بزم می آن چهره خندان دیده است

در دل آتش سوزنده گلستان دیده است

لاله زاری شده از داغ، دل پر خونش

تا لب لعل ترا کان بدخشان دیده است

بخت خوابیده ز اقبال تو گردد بیدار

صبح در خواب کی آن چهره خندان دیده است؟

در برآوردن خط، حسن شتابی دارد

تا چه کوتاهی ازان زلف پریشان دیده است؟

موی جوهر به تن آینه از غیرت خاست

تا که گستاخ دگر چهره جانان دیده است؟

چه کند موجه شمشیر تغافل با ما؟

لنگر طاقت ما کشتی طوفان دیده است

به دو صد چشم نبینند نظرپردازان

آنچه آیینه به یک دیده حیران دیده است

شکوه از وضع جهان کار تنک ظرفان است

دیده ما پر ازین خاب پریشان دیده است

ای جوان پر به زبردستی خود غره مشو

پل ما پشت سر سیل فراوان دیده است

نیست از گرمی خورشید قیامت باکش

هر که صائب جگرش داغ عزیزان دیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۷گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۸مستیِ چشم تو در مرتبه هشیاری است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۹دیدن تازه خطان شاهد بالغ نظری است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۰نفس باد بهاران چمن آرای خوشی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۱هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ترجمان دل صاحب نظران خاموشی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶۴مایه پرورش عالم اسباب یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.