پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۳

حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است

پرده خواب، سراپرده دولت بوده است

دامن دشت جنون را به غزالان دادند

وسعت عیش به اندازه وحشت بوده است

آنچه در سایه اقبال هما می جستیم

فرش در سایه دیوار قناعت بوده است

تا کشیدم ز جهان دست، فتادم به بهشت

دست کوتاه کلید در جنت بوده است

مو شکافی که کنون سرمه اهل نظرست

پیش ازین ناخنه چشم بصیرت بوده است

چشم شوری که ازان کامروایان ترسند

نمک سفره ارباب قناعت بوده است

این زمان تیغ تغافل همه مخصوص من است

ورنه زین پیشتر این آب به نوبت بوده است

دل آگاه، مرا ساخت مکدر صائب

شادی و عیش به اندازه غفلت بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۵فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۶سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۷گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۸مستیِ چشم تو در مرتبه هشیاری است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۹دیدن تازه خطان شاهد بالغ نظری است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۰نفس باد بهاران چمن آرای خوشی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۱هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.