پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۹

از تب رشک تو خورشید هلالی شده است

طوبی از غیرت سرو تو خلالی شده است

(خون ما گرچه حرام است چو می، خوردن آن

پیش این سنگدلان آب حلالی شده است)

آفتاب سخنش گرد جهان می گردد

هر که ز اندیشه باریک هلالی شده است

(مختصر کن سخنم را به شکرخنده لطف

که چراغ گله ام فتنه بالی شده است (کذا))

(خطرم چند چو طاوس بود از پر و بال؟

بر من این نکته رنگین چه وبالی شده است)

بر تن باد صبا پیرهن یوسف مصر

از تب رشک تو فانوس خیالی شده است

(دل آسوده ات از حال به حالی گردد

گر بدانی تو که صائب به چه حالی شده است)

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۱خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۲خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۳حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۴خط سبزی که به گرد رخ او گردیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۵فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵۶سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵۷گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۸مستیِ چشم تو در مرتبه هشیاری است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.