پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۱

نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده است

که جگرگاه بدخشان ز تو ناسور شده است

شوخ چشمی که نظر بر دل من دوخته است

سینه سنگ ازو خانه زنبور شده است

خانه آینه در بر رخ یوسف بندد

بس که از نعمت دیدار تو معمور شده است

دایم از جوش جنون سینه من صد چاک است

سنگ مینای من این باده پر زور شده است

می کند خوش سخنی صافدلان را دشمن

دیده آینه بر طوطی ما شور شده است

نشود کشته عشق از سخن حق خاموش

دار از بیخبری منبر منصور شده است

ذره ای نیست که از مهر تو خالی باشد

در زمان تو فلک یک سر پر شور شده است

صائب آن بلبل آتش نفسم عالم را

که قفس از دم گرمم شجر طور شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴۳از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴۴آخر حسن تو از خط به از آغاز شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴۵دل به یک آه سراسر رو مژگان شده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۴۶دلم از کثرت پیکان تو آهن شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۴۷صحن گلزار ز گل کاسه پر خون شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۴۸نه ز خط حلقه بر اطراف رخت بسته شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۴۹از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۰از دل خم می گلرنگ به جام آمده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.