پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۰

که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟

که سهیل (از) عرق شرم برافروخته است

چون ز آتشکده دل به سلامت گذرد؟

آن که از پرتو مهتاب رخش سوخته است

ما چو طاوس ز بال وپر خود در دامیم

دام زلف تو چه صد چشم به ما دوخته است؟

ترتیب کرد مرا عشق و به جایی نرسید

ابر نیسان چه کند، دانه ما سوخته است

خنده صبح به فانوس تجلی دارد

تا ز شمع رخت آیینه برافروخته است

در زبان آوری خانه ما حرفی نیست

نه چو طوطی سخن از آینه آموخته است

بوسه ای گر نربوده است ز یاقوت لبش

دهن لاله چرا تا به جگر سوخته است؟

آتش از خانه همسایه به همسایه فتد

صائب از پهلوی دل درد و غم اندوخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۲آن که در جام خضر آب بقا ریخته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۳هر طرف روی نهی باده جان ریخته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۴همچو زنجیر به هم ناله ما پیوسته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۵رگ جانها به دم تیغ عدم پیوسته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸هر که از قافله کعبه جدا افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.