پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲

شوق را شهپر توفیق سبکباری توست

راه نزدیک فنا، دور ز خودداری توست

دامن دشت فنا پاکترست از کف دست

سنگ اگر هست درین راه، گرانباری توست

چون پریشان نگذاریم قدم چون سیلاب؟

لغزش ما به تمنای نگهداری توست

چون نگیرد نفس دام تو از کثرت صید؟

خط آزادی کونین، گرفتاری توست

خواب در چشم مده راه به افسانه مرگ

که شب کاکل او زنده ز بیداری توست

چون به خواری کشم ای عشق ز کوی تو قدم؟

عزت روی زمین در قدم خواری توست

چشم بدبین به نی کلک تو صائب مرساد!

خاک، گنجینه گوهر ز گهرباری توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴در کف هر که بود ساغر می، خاتم ازوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵هر که از حمد تو خاموش نگردد دم ازوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶بند و زندان گرامی گهران از جاه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸عمر سرگرمی ارباب هوس کوتاه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۹نه همین مشک مرا خون جگر ساخته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲۰که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۱خط چرا در لب همچون شکرش سوخته است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.