پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد

قد برافراز که هنگامه محشر خیزد

چند غوغا بود از شورش حسنت به میان

به میان آی که غوغا ز میان خیزد

قدحی درکش و آسوده به میخانه نشین

ای بسا فتنه کز این گنبد اخضر خیزد

عاشق روی تو از خلد برین تا به دروی

تشنه لعل لبت از لب کوثر خیزد

ای که در پیشه عشق آمده‌ای بهر شکار

پاس خود دار کزیم پشه غضنفر خیزد

حذر از سینه سوزان کن و آه سحری

هان مپندار که دودی‌ست ز مجمر خیزد

ترسم آن روز که چون پرده برافتد از کار

مومن از میکده وز صومعه کافر خیزد

خیل خونین‌کفنانی که به داغ تو روند

از سر تربتشان لاله احمر خیزد

یا رب از ابر عطا خرم و شاداب بود

طرف جویی که از او طرفه صنوبر خیزد

زاین کریمان فرومایه کرامت مطلب

کرم از همت رندان قلندر خیزد

زلف پرچین بنگر آن لب شیرین و مگو

مشک از نافه و یا شهد ز شکر خیزد

به خدا گر تو بیایی به میان از در صلح

جنگ هفتاد و دو ملت ز میان برخیزد

ساقیا دور فلک دردسر آرد برخیز

هر چه خیزد همه از گردش ساغر خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
  2. شمارهٔ ۴۷از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
  3. شمارهٔ ۴۸شکر که ایام محنتم به سر آمد
  4. شمارهٔ ۴۹گر به انصاف به بازار مکافات برند
  5. شمارهٔ ۵۰در سر کوی خرابات مغان مستانند
  6. شمارهٔ ۵۱نوبهار است دلا باده به جان باید زد
  7. شمارهٔ ۵۲دل که دور فلکش خون سازد
  8. شمارهٔ ۵۳سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.