پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

شب وصال به صبح فراق یار نیرزد

تمام مستی عالم به یک خمار نیرزد

حریف و مجلس انس و شراب و گردش ساقی

به هرزه‌گردی این دور روزگار نیرزد

نوید وصل بتان گر چه جان فزاست ولیکن

به انتظار دو چشم امیدوار نیرزد

امید ذوق خلاصی و دلنوازی و صیاد

به گوشه قفس و حسرت بهار نیرزد

به صید همچو من ای ترک شهسوار چه کوشی

عنان بتاب که بر زحمت شکار نیرزد

عبث به واعظ نادان حدیث عشق بگویی

زمین شوره زراعت به کشت کار نیرزد

به غربت ار بدهد دست نعمت دو جهانم

به درد دوری یار و غم دیار نیرزد

خوش است ساغر اگر چه قرارگاه دل اما

به بی‌قراری آن زلف بی‌قرار نیرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
  2. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
  3. شمارهٔ ۴۷از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
  4. شمارهٔ ۴۸شکر که ایام محنتم به سر آمد
  5. شمارهٔ ۴۹گر به انصاف به بازار مکافات برند
  6. شمارهٔ ۵۰در سر کوی خرابات مغان مستانند
  7. شمارهٔ ۵۱نوبهار است دلا باده به جان باید زد
  8. شمارهٔ ۵۲دل که دور فلکش خون سازد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.