پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد

سر آن پرده نگه‌دار که در کار افتد

به حقارت نظری جانب رندان مکنید

ای بسا مست که در میکده هشیار افتد

هر کجا مست ببینید به میخانه برید

مگذارید که در کوچه و بازار افتد

زاهد ار میل سوی باده به ناچار کند

آن چنان مست کنیدش که به ناچار افتد

گره از کار جهان پیر مغان بگشاید

آه اگر کار به زهاد سیه‌کار افتد

سقف میخانه شکافید که از بوی شراب

آسمان مست شود بلکه ز رفتار افتد

پرده بردار ز رخسار که در دیر و حرم

آتش عشق تو بر سبحه و زنار افتد

کو حبیبی که کسی شرح غمی عرضه دهد

کو طبیبی که پی چاره بیمار افتد

مایه جنبش دریاست سحرخیزان را

قطره اشک که از چشم گهربار افتد

ترک خود کن به ره عشق سبک‌بار برو

راه سخت است مبادا که به کلبار افتد

من که شرمنده‌ام از خرقه آلوده خویش

کی روا باشد اگر پرده‌ام از کار افتد

ساغر این دلق ریا را به می آلوده کنی

گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
  2. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
  3. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
  4. شمارهٔ ۴۷از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
  5. شمارهٔ ۴۸شکر که ایام محنتم به سر آمد
  6. شمارهٔ ۴۹گر به انصاف به بازار مکافات برند
  7. شمارهٔ ۵۰در سر کوی خرابات مغان مستانند
  8. شمارهٔ ۵۱نوبهار است دلا باده به جان باید زد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.