پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث

در ره سیل فنا خانه عبث بود عبث

بلبل آن باغ و بهار و ز پی این باد خزان

جمع خار و خس کاشانه عبث بود عبث

از تف عشق ز شب تا به سحر خود می‌سوخت

آتش شمع به پروانه عبث بود عبث

دل گرفتاری آن سلسله زلف تو خواست

ور نه زنجیر به دیوانه عبث بود عبث

دلبرا بار دل خلق به دوش تو فتاد

زلف در هم شده را شانه عبث بود عبث

سر عشقت ز دلم دیده عیان کرد به خلق

گفتن راز به بیگانه عبث بود عبث

دل گرفتار به آن خال و خط آمد ز ازل

این همه دام و همه دانه عبث بود عبث

مبتلای غم هجریم و شب وصل گذشت

جان ندادیم به جانانه عبث بود عبث

این همه عمر که شد صرف در این دیر فنا

هر چه دور از می و میخانه عبث بود عبث

پند بیهوده نگیرد به خراباتی عشق

ناصحا این همه افسانه عبث بود عبث

ما خرابیم ز مخموری آن نرگس مست

ساغر این باده و پیمانه عبث بود عبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
  2. شمارهٔ ۳۷صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
  3. شمارهٔ ۳۸شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح
  4. شمارهٔ ۳۹یا سکاری علیکم بالراح
  5. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
  6. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
  7. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
  8. شمارهٔ ۴۳شب وصال به صبح فراق یار نیرزد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.