پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات

گاهی خدا خدا کنم و گه منات و لات

عاشق به غیر عشق نخواند ز کفر و دین

لب تشنه را چه فرق دهد دجله یا فرات

سالک اگر به صدق محبت قدم زند

در راه عشق روی نتابد ز مشکلات

ای پیر می‌فروش به عالم تو دیر زی

چندان که می به می‌زدگان مایه حیات

گر مرد راه عشقی جانا فنا طلب

در عشق خود حیات بود مرد را ممات

ارباب عقل را چه وقوف از نکات عشق

هم خود ادیب عشق کند شرح این نکات

چندین هزار نوح ز طوفان کنم خلاص

تا باشدم ولای علی کشتی نجات

من تشنه زلال خضر نیستم ولی

جویم ز کنج لعل لبت چشمه حیات

خواهم که کاسه سرم از یمن می‌فروش

ساغر سفال میکده باشد پس از وفات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
  2. شمارهٔ ۳۶یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
  3. شمارهٔ ۳۷صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
  4. شمارهٔ ۳۸شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح
  5. شمارهٔ ۳۹یا سکاری علیکم بالراح
  6. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
  7. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
  8. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.