پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

چه شوری‌ست یا رب که با ساربان است

مگر یوسفی باز در کاروان است

ز جان باختن خوش دلم در وفایش

که سودای عشق است و سودش زیان است

به باغ جنان سایه‌گستر نگردد

همای دلم مرغ عرش‌آشیان است

من از جام عشق تو جاوید مستم

می عشق را مستی جاودان است

بود رونق مسجد از شیخ نادان

شکوه خرابات پیر مغان است

حریم سر کویش آزادگان را

حریم حرم قبله مقبلان است

مرا محفل امشب بهشت است ساغر

که ساقی نشسته است و می در میان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
  2. شمارهٔ ۳۵اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
  3. شمارهٔ ۳۶یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
  4. شمارهٔ ۳۷صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
  5. شمارهٔ ۳۸شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح
  6. شمارهٔ ۳۹یا سکاری علیکم بالراح
  7. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
  8. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.