پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

به من یار بی‌مهر و غم مهربان است

همانا که این فتنه از آسمان است

به آزادگان کینه رسم جهان است

جهان دشمن جان آزادگان است

ز رفتار گردون دون دل پر از خون

ز خوناب دل دیده‌ام خون‌فشان است

ز بی‌مهری چرخ و بدعهدی یار

به دل داغ پنهان و درد نهان است

نه با من کسی را سر هم زبانی

نه با من کس از مهر هم‌داستان است

به گرداب غم زورق طالعم را

بلا ناخدا و اجل بادبان است

ز غوغای مرغان گلشن به تنگم

قفس دلگشاتر از این آشیان است

به مرغان خوشدل ز گلزار و گل کو

مرا نی سر این نه سودای آن است

خوشا دام صیاد و کنج اسیری

که نه بیم گلچین و نه باغبان است

بده باده ساقی که ساغر چه داند

حریم حرم یا که دیر مغان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات
  2. شمارهٔ ۳۴بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
  3. شمارهٔ ۳۵اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
  4. شمارهٔ ۳۶یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
  5. شمارهٔ ۳۷صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
  6. شمارهٔ ۳۸شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح
  7. شمارهٔ ۳۹یا سکاری علیکم بالراح
  8. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.