پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج

حبذا نرخی چنین ارزان و بازار رواج

گر نبودی چون تو فرزندی مراد از ازدواج

تا قیامت آدم و حوا ندیدی ابتهاج

شادمان در فرش دیبا خفته لیلی را چه غم

خاره یا خار بیابان است مجنون را دواج

دردمندم گر چه بگذر از مداوایم طبیب

درد عشقت این نخواهد عاشق مسکین علاج

ساقیا افسرده دل در آتش دل سوختم

آتشم را آب ده آبم بده آتش مزاج

تا فلک ایمن شود از دود آه آتشین

خاک ما را به که نشکافند بعد از اندراج

لاف رعنایی زند با قامت یارم دریغ

باغبان در باغ ننشاند پس از این سرو کاج

عالم فانی بنه با ساغر و پیمانه باش

جامی از جمشید جم باقی بود از تخت و تاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح
  2. شمارهٔ ۳۹یا سکاری علیکم بالراح
  3. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
  4. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
  5. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
  6. شمارهٔ ۴۳شب وصال به صبح فراق یار نیرزد
  7. شمارهٔ ۴۴تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
  8. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.