پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

فاح ریح الربیع حل الراح

بشروا بشروا علی الارواح

حکم عشق از ازل ز خامه غیب

قد جری فی لوایح الالواح

خلق در عیش سال و مه بودند

من هلال الصیام لاح فلاح

در عشرت ز شش جهت بستند

الفتوح الفتوح یا فتاح

مانده در بحر غم به غرقابم

نیست ممکن از او نجات و نجاح

عشق بوده است و عشق خواهد بود

قفل دل را گشاید از مفتاح

ای سواد و بیاض زلف و رخت

آیة منهما الما و صباح

ماه من برد جلوه خورشید

بدت الشمس اصبح المصباح

انت مولا یجوز منک غرور

نحن عبد یلیقنا الالحاح

صبح سرزد ز چاک پیرهنش

قلت سبحان فالق الاصباح

ساقیا ساغر صبوح بیار

فاح ریح الصباح حل الراح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
  2. شمارهٔ ۴۳شب وصال به صبح فراق یار نیرزد
  3. شمارهٔ ۴۴تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
  4. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
  5. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
  6. شمارهٔ ۴۷از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
  7. شمارهٔ ۴۸شکر که ایام محنتم به سر آمد
  8. شمارهٔ ۴۹گر به انصاف به بازار مکافات برند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.