پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

یا سکاری علیکم بالراح

ان فی الراح راحة الأرواح

نعم ما قال احمن الحکما

اشربوا الراح و اکلوا التفاح

خود بگو ای فقیه شهر چرا

می حرام است و مال غیر مباح

ما تقل من ذمایم العشاق

لا تلمنی من الهوی یا صاح

اهل خیر و صلاح او را دان

که بداند صلاح غیر صلاح

با بد و نیک من چه کار تو را

کشته خود درو کند فلاح

منم آن کهنه رند عاشق و مست

من کجا و کجا صلاح و فلاح

ای دل از تجت تیره‌روز مباش

سوف یرجی الصباح بعد رواح

ساغر باده پرورم ساقی

فاسقنی بالکؤس و الاقداح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
  2. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
  3. شمارهٔ ۴۳شب وصال به صبح فراق یار نیرزد
  4. شمارهٔ ۴۴تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
  5. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
  6. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
  7. شمارهٔ ۴۷از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
  8. شمارهٔ ۴۸شکر که ایام محنتم به سر آمد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.