پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح

بهار می‌شکند توبه گر بود ز نصوح

نسیم صبح‌ که بر لاله و پیاله وزد

مرا نسیم حیاتی بود ز عالم روح

زهی صباح بجز آن تمام شب مستی

که پیر مغ‌بچگانش زند صلای صبوح

ز موج حادثه با جام می کناره بجوی

نجات خواه به توفان غم ز کشتی نوح

کمال حسن ندارد مجال استدلال

بر آفتاب نخواهد دلیل به ز وضوح

چو پای صدق نهادم به راه کعبه عشق

هزار در به رخم شد ز هر قدم مفتوح

فتوح روح صبوح سحر بود ساغر

علی الصباح ز ساقی طلب به روح فتوح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
  2. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
  3. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
  4. شمارهٔ ۴۳شب وصال به صبح فراق یار نیرزد
  5. شمارهٔ ۴۴تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
  6. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
  7. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
  8. شمارهٔ ۴۷از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.