پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح

از ساغر صبوح طلب روح را فتوح

ان الرواح راح و ان الصباح لاح

ان النسیم هب و نشر الحمی یفوح

ساقی صبوح کو که نشاند خمار شب

یا صاحب الکرامة اصبحت للصبوح

خواهم به یک پیاله تلافی ز آسمان

اذ نغمة الحیات قصاص من الجروح

توفان سیل دیده‌ام از خون دل بود

ان المدامع ترکت ابتلا نوح

ناصح حدیث توبه به پرهیزکار گو

ما را ز توبه توبه بود توبة النصوح

ای دل مبر گمان خلاصی ز بند عشق

لابد من حکومته اینما تروح

جان جهانی و ز جهان برگزیده‌ای

اذ کل ما سواک کجسم و انت روح

یک لحظه نیز مدت هجران به من مگوی

کو با من آن تحمل ایوب و صبر نوح

ساغر به وجه و خنده وصل و سروریش

قلبی بذکر ناعسته الطرف قد ینوح

حب علی سفینه اهل سلامت است

ینجی الغریق من هلکات البلا کنوح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹یا سکاری علیکم بالراح
  2. شمارهٔ ۴۰فاح ریح الربیع حل الراح
  3. شمارهٔ ۴۱زهی کمال بتان ختا و خطه خلخ
  4. شمارهٔ ۴۲گر گذارت به نهان‌خانه خمار افتد
  5. شمارهٔ ۴۳شب وصال به صبح فراق یار نیرزد
  6. شمارهٔ ۴۴تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
  7. شمارهٔ ۴۵زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
  8. شمارهٔ ۴۶چشمم به ره یار که ناگه ز در آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.