پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۳

گه سوی کعبه گاه به دیر است رو مرا

شوق لقای دوست کشد کو به کو مرا

آسوده از طلب ننشینم به راه عشق

تا قوتی‌ست در قدم جست‌وجو مرا

من آرزوی وصل تو دارم تمام عمر

دانم که عاقبت کشد این آرزو مرا

کو فرصتی که شرح غم دل کنم به یار

قرب رقیب بسته لب از گفت‌وگو مرا

چون آفتاب خیمه بر افلاک می‌زنم

رخ گر نماید آن صنم ماه‌رو مرا

راهم نمی‌دهد سگ کویش بر آستان

داند یقین ز خیل گدایان کو مرا

از بس به گریه خون دل از دیده ریختم

در خاک پای دوست نماند آبرو مرا

شیرین‌تر از شکر بسپارم به کام جان

هر تلخیی که آید از آن تندخو مرا

ساقی بیار باده و مطرب بساز چنگ

کافسرده کرده واعظ بیهوده‌گو مرا

رندی و نیک‌نامی و عشق و سلامتی

باشد همان حکایت سنگ و سبو مرا

کو تا به کوی میکده بسپاردم به خاک

رندی که با شراب کند شست‌وشو مرا

از جام جم طمع نه پسندم زلال خضر

تا هست یک دو ساغر می در سبو مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ساقی بده ز ساغر زرین شراب را
  2. شمارهٔ ۶طومار عمر چند کنم سال و ماه را
  3. شمارهٔ ۷دلی به دام بلای تو مبتلاست مرا
  4. شمارهٔ ۸خدا را تا به کی در سینه دارم درد پنهان را
  5. شمارهٔ ۹به عشقت شد مرا راز دل از اشک نهان پیدا
  6. شمارهٔ ۱۰دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را
  7. شمارهٔ ۱۱این شه‌سوار کیست که آید به فر و زیب
  8. شمارهٔ ۱۲زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.